مرضيه محمدزاده

888

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

چون نوبت قتال به سلطان دين فتاد * تب لرزه بر قوايم عرش برين فتاد گرد ملال بر رخ كرّوبيان نشست * زنگ هراس بر دل روح الامين فتاد از بيم رفت خنجر مرّيخ « 1 » در نيام * وز دست مهر ، تيغ به روى زمين فتاد چون شير بچه كشته بياورد رو به خصم * وز بيم لرزه بر دل شير عرين « 2 » فتاد بر هر سرى كه تيغ آورد سر فرود * دوپاره پيكرش ز يسار و يمين فتاد گفتى كه تيغ شاه شهابى بود كزو * هر سو به خاك معركه ديوى لعين فتاد دشت نبرد چون فلك پر ستاره شد * از بس كه قبّه از سپر آهنين فتاد بس مغز پر ز باد كه از باد تيغ شاه * از زين بلند ناشده كز پشت زين فتاد بس دست زورمند كه با تيغ آهنين * از آستين برون شد و بىآستين فتاد يكباره بسته شد ره آمد شد سوار * از بس به خاك پيكر مردان كين فتاد آمد ندا ز حق كه به هيجا چه مىكنى ؟ بردى ز ياد وعده‌ى ما را چه مىكنى ؟ « 3 » چون قوم بنى اسد رسيدند * يك دشت تمام كشته ديدند شه كشته ، همه سپاه كشته * يك طايفه بىگناه كشته صحرا همه لاله‌زار گشته * يك كشته ، دو صد هزار گشته باغى گل و سرو بار داده * گل ريخته ، سروها فتاده گلها همه خون ناب خورده * افسرده و آفتاب خورده هر گوشه تنى هزار پاره * صد پاره يكى هزار باره هر سوى كه شد كسى خرامان * خون شهدا گرفت دامان سرها ز بدن جدا فتاده * سرگشته به پيش پا فتاده گفتند كه يا رب اين چه حال است ؟ * اين واقعه خواب يا خيال است ؟ اينان كه ز سر گذشتگانند * آدم نه ، مگر فرشتگانند گر آدمى ، از چه سر ندارند ؟ * ور خود ملك ، از چه پر ندارند ؟ بىدست نبوده اين بدنها * يا اين همه چاك پيرهنها اين پا كه ز تن جدا فتاده‌ست * يا رب بدنش كجا فتاده‌ست ؟ اين جسم بريده سر كدام است ؟ * تا كيست پدر ، پسر كدام است ؟ شه كو ، به كجاست شاهزاده ؟ * وان تازه خطان ماهزاده ؟ زين چاك تنى و بىلباسى * كند است نظر ز حق شناسى ماندند به كار خويش حيران * يك چاك بدن ، يكى به دامان

--> ( 1 ) - مرّيخ : رب النوع جنگ در اساطير يونان . ( 2 ) - عرين : بيشه . ( 3 ) - اشك خون ؛ ص 88 و 90 .